تبليغاتX
اگه با من دوست میشی بیا تو

اگه با من دوست میشی بیا تو

سلام خوبی
نماز و روزه هات قبول باشه ایشالا
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 18:57  توسط حمید  | 

چرا نظر نمیدی؟
نظر بده تا امیدوار بشم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 14:3  توسط حمید  | 

این دوتا مطلب قبلی از سروده های خودم بود
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 12:30  توسط حمید  | 

نسیم خنک عشق

تو فصل سبز خزان زردی
پس به دل من پا بگذار
وخزان دلم رابهار کن,
دوباره رود یخزده مهربانی را جاری کن
و تن خسته من را
با نسیم خنک عشق
جانی تازه ببخش,
تو نسیم خنک عشقی
تو پر خروشترین رود مهربانی
و دلپذیرترین سایه درخت نارونی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 12:26  توسط حمید  | 

به تو می اندیشم

در غروب تنهایی یک دریای خشک
با تو
به بی تو بودن اندیشیدم
و به روزهایی که دیگر
ساحل دریای عشق
ردپای من را نخواهد دید
و جای پاهای تو دیگر
فریاد عشق سر نخواهند داد
, ماهی ها به سختی جان می دهند
و ماسه های داغ دیگر
پاهای عریان را نخواهد سوزاند
و اکنون باز به تو می اندیشم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 12:18  توسط حمید  | 

ببار اي آسمان بر من بباران قطره هاي خود،كين چنين آزرده حالم بس كه دنيا گفته است بايد بنالم.
ببار بر من كويرم عاشقم ،گويي نماندست وقت؛وقت است كه بميرم ...
تو ناله سر كني عالم شنيدند.تو آهي در كني عالم بديدند.
ولي من آهِ خود در سينه ام خاموش گردانم.به ناله هاي خود ، درپوش ِ غم خواهم گذارم.
تو تا گريه كني عالم بگريند.ولي من گريه ام اينجا بماند
صداي تو همه دنيا شنيدند.ولي غم عاقبت بايد بخواند
دلم از درد غم ديگر بمردست.شرابِ عشق يار تا ته بخوردست.
فغان از درد غم، يا رب كجا ديدي كه عاشق از غم دوري ننالد
كدام شهر است كه عاشق از غم عشقش نخواند.
دلم ويرانه اي از شهر عشق است.خراباتي شده ست يا رب خرابم...
ز ديده هاي خود خون گريه كردم .زدست مردمان يارب بر آبم
بديدي عاشقي از دور بخواند يار من وفا ندارد؟آن منم چنين بخوانم كين منم وفا ندارم.
چون به تو من گفته بودم گر بري من زود بميرم.اي خدايا پس چرا قصدي زمُردن من ندارم؟
اي خدا جانم بگير جانم چه ارزش؟در زماني كه وفا از يار به يادم هيچ ندارم؟
ببين حالم بخوان تا آخر جانم.من بي كس كجا دور از تو بايد شب بخوابم؟
به سالهاست كين چنين شبها نخوابم.براي خود به تا صبح قصه و رويا بخوانم.
چرا من؟عاشقي از عشق خود مرده؟چرا عشقم برايم در دلم مرده؟مگر تا آخر عمرم نبايد
عاشقم باشد؟مگر عشقش تمام شد عاشقي يه من تباه شد؟
جوابي من شنيدم ،از آن بهتر زجانم.كه اي انسان بي عقل،دگر عشق تو هم بر من حرام شد...
شاهين
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 16:45  توسط حمید  | 

پرسيدي : به خاطر کي زنده هستي؟ با اينکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم به خاطر تو بهت گفتم به خاطر هيچ کس،
پرسيدي: پس به خاطر چي زنده هستي؟ با اينکه دلم داد ميزد به خاطر تو با يک بغض غمگين گفتم به خاطر هيچی
از تو پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حالي که اشکهايت را تو چشمات ديدم که با يک صداي لرزان گفتي : به خاطر کسي که به خاطر هيچي زندس

*****

ديروز که فرياد زدي دوستت دارم گفتم نمي‌شنوم لطفا بلندتر!!، و امروز که به آرامي گفتي دوستت ندارم گفتم هيس چرا داد مي‌زني
*****
دلم براي کسي تنگ است که زيبايي روح را مي‌ستايد، مهرباني را دوست دارد، گذشت را مي‌فهمد، دلم براي کسي تنگ است که چشمان خيس از اشک را مي‌بوسد
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 16:11  توسط حمید  | 

سلام
اگه مطلب با حالی داری بفرست
همین الان
ممنون
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 18:35  توسط حمید  | 

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی بر کن که رنج بیشمار آرد
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 14:27  توسط حمید  | 

اينم يه شعر درباره عشق:

عشق يعني حسرت شبهاي گرم
عسق يعني ياد يک روياي نرم
عشق يعني يک بيابان خاطره
عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره
عشق يعني گفتني با گوش کر
عشق يعنب ديدني با چشم کور
عشق يعني تا ابد بي سرنوشت
عشق يعني آخر خط بهشت
عشق يعني گم شدن در لخظه‌ها
عشق يعني آبي بي انتها
عشق يعني يک سوال بي جواب
عشق يعني راه رفتن توي خواب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 13:49  توسط حمید  | 

بیا به من نگاه کن

بیا به من نگاه کن
که آسمان پر ستاره ام
به من که گاه صاف و گاه
.به زیر ابر پاره ام
بیا به من نگاه کن
که آب صاف رودخانه ام
همیشه با شتاب می روم
.پر از صدا پر از ترانه ام
بیا به من نگاه کن
به من که می چکم از آسمان
به یاد غنچه و جوانه ها
.به روی خاک می شوم روان
بیا تو هم پر از ستاره باش
پر از صدا پر از ترانه باش
ببار مثل من از آسمان
به یاد غنچه و جوانه باش
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 16:10  توسط حمید  | 

سلام من چند دفعه بگم
ازت خواهش میکنم نظر بده حتی بگو خیلی بده
+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1384ساعت 18:59  توسط حمید  | 

بارون

من بهارم تو زمين
من زمينم تو درخت
من درختم تو بهار
ناز انگشتاي بارون تو باغم مي کنه
ميون جنگلا تاقم ميکنه
+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1384ساعت 18:44  توسط حمید  |