تبليغاتX
اگه با من دوست میشی بیا تو

اگه با من دوست میشی بیا تو

چرا عاشق  

عشق یعنی

عشق یعنی سوختن و ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی سربه دار آویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی مست و بی پروا شدن
عشق یعنی نفرت از عالم
عشق یعنی بیزاری از خویشتن
عشق یعنی بینایی دیده فقط به معبود
عشق یعنی کور و کر شدن
عشق یعنی یک صدا شنیدن
عشق یعنی یک شخص دیدن
عشق یعنی سر تسلیم فرود اوردن

            از طرف دوست عزیزم صلیب عشق  http://www.siamaq.tk

 

 

 

چرا عاشق شدم امروز

که بی تو

پر ز اندوهم

چرا عاشق شدم امروز

که بی تو

درد هر روزم

چرا عاشق نشد دیروز

دل دیوانه و مستم

که تو

در پیش من بودی

چرا عاشق شدم امروز

 که بی تو

 مرگ پایانم

«حمید»

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 23:19  توسط حمید  | 

ببخشید

سلام

ببخشید که چند وقت نبودم

از نظرات خوبتون هم ممنون

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 23:14  توسط حمید  | 

به خاطر عشق خودت زنده نباش به خاطر کسی زنده باش که به عشق تو زنده است
+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 14:26  توسط حمید  | 

خواهش تبر خورده

خواهش تبر خورده کدام درختی
که بی تو
پنهان ترین اندیشه ها
در آهنگ بی اندام کنده ها
شعله می کشند؟
خواهش رنگین کدام سطری
که در انحنای ذهن کتابها
قفس های زمینی را
بر تپش های طی شده در تاریکی
می غلتانی ؟
در دست کدام انسان
یا زیر بال کدامین پرنده ای
که واژه های سکوت کرده را
از دوش زمین و آسمان
بر می داری؟
ای تفکر روشن تر از روشنایی
ای قلم
ای دست سوم من
در کجای بی اندام کدام خواهشی؟
+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 14:20  توسط حمید  | 

سلام

نظر بده

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 17:49  توسط حمید  | 

نظر بده

سلام
من از این نامردی های شما خیلی ناراحتم
خوب نظر بده دیگه
نظر بده
نظر بده
نظر بده
نظر بده
نظر بده
نظر بده
+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1384ساعت 11:50  توسط حمید  | 

در عالم دو چیز ازهمه زیباتر است
تو
و تو

خود را به هوس نزدیک مکن که خرد ازتو روی بر متابد (بزرگمهر)
باید آزادی را موقتا از دست داد تا بتوان آن را برای همیشه حفظ کرد (مونتسکیو)
هیچ گنجی به از هنر نیست و هیچ هنری بزرگوارتر از دانش نیست (سقراط)
هنرمند هنرش را به خاط لذت جامعه دوست دارد نه به خاطر سود و نفعی که از
آن میبرد
+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1384ساعت 11:39  توسط حمید  | 

سبزتر از عشق

سبزتر از عشق
چیست در این خاکدان؟
سبزتر از عشق
کوچه ای است که مرا
به تو می رساند
و مهتابی که
راهمان را روشن میکند
تا بی اعتنا
از کنار هم رد نشویم
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 13:57  توسط حمید  | 

یه جوک

پسره با باباش میره حموم به باباش میگه این چیه؟
باباش میگه دودول
پسره میگه عجب اسم کیری داره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 16:47  توسط حمید  | 

بی بازگشت

مدتی است که خاطراتم را به فراموشی سپرده ام
خاطراتی که امروز همچون تصاویری مه آلود می نمایند
ای کاش زندگی برگشت پذیر بود
ای کاش می توانستم عشق تورا حفظ کنم
من زندگی را قمار کرده ام
قماری که برنده نداشت
و زندگی برگشت پذیر نیست.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 16:7  توسط حمید  |