| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
چرا عاشق عشق یعنی از طرف دوست عزیزم صلیب عشق http://www.siamaq.tk
چرا عاشق شدم امروز که بی تو پر ز اندوهم چرا عاشق شدم امروز که بی تو درد هر روزم چرا عاشق نشد دیروز دل دیوانه و مستم که تو در پیش من بودی چرا عاشق شدم امروز که بی تو مرگ پایانم «حمید» |+| نوشته شده توسط حمید در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384 و ساعت 23:19 |
ببخشید
سلام
ببخشید که چند وقت نبودم از نظرات خوبتون هم ممنون |+| نوشته شده توسط حمید در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384 و ساعت 23:14 |
به خاطر عشق خودت زنده نباش به خاطر کسی زنده باش که به عشق تو زنده است
|+| نوشته شده توسط حمید در جمعه سی ام دی 1384 و ساعت 14:26 |
خواهش تبر خورده
خواهش تبر خورده کدام درختی
که بی تو پنهان ترین اندیشه ها در آهنگ بی اندام کنده ها شعله می کشند؟ خواهش رنگین کدام سطری که در انحنای ذهن کتابها قفس های زمینی را بر تپش های طی شده در تاریکی می غلتانی ؟ در دست کدام انسان یا زیر بال کدامین پرنده ای که واژه های سکوت کرده را از دوش زمین و آسمان بر می داری؟ ای تفکر روشن تر از روشنایی ای قلم ای دست سوم من در کجای بی اندام کدام خواهشی؟ |+| نوشته شده توسط حمید در جمعه سی ام دی 1384 و ساعت 14:20 |
سلام
نظر بده |+| نوشته شده توسط حمید در یکشنبه هجدهم دی 1384 و ساعت 17:49 |
نظر بده
سلام
من از این نامردی های شما خیلی ناراحتم خوب نظر بده دیگه نظر بده نظر بده نظر بده نظر بده نظر بده نظر بده |+| نوشته شده توسط حمید در جمعه دوم دی 1384 و ساعت 11:50 |
در عالم دو چیز ازهمه زیباتر است
تو و تو خود را به هوس نزدیک مکن که خرد ازتو روی بر متابد (بزرگمهر) باید آزادی را موقتا از دست داد تا بتوان آن را برای همیشه حفظ کرد (مونتسکیو) هیچ گنجی به از هنر نیست و هیچ هنری بزرگوارتر از دانش نیست (سقراط) هنرمند هنرش را به خاط لذت جامعه دوست دارد نه به خاطر سود و نفعی که از آن میبرد |+| نوشته شده توسط حمید در جمعه دوم دی 1384 و ساعت 11:39 |
سبزتر از عشق
سبزتر از عشق
چیست در این خاکدان؟ سبزتر از عشق کوچه ای است که مرا به تو می رساند و مهتابی که راهمان را روشن میکند تا بی اعتنا از کنار هم رد نشویم |+| نوشته شده توسط حمید در پنجشنبه یکم دی 1384 و ساعت 13:57 |
یه جوک
پسره با باباش میره حموم به باباش میگه این چیه؟
باباش میگه دودول پسره میگه عجب اسم کیری داره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |+| نوشته شده توسط حمید در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384 و ساعت 16:47 |
بی بازگشت
مدتی است که خاطراتم را به فراموشی سپرده ام
خاطراتی که امروز همچون تصاویری مه آلود می نمایند ای کاش زندگی برگشت پذیر بود ای کاش می توانستم عشق تورا حفظ کنم من زندگی را قمار کرده ام قماری که برنده نداشت و زندگی برگشت پذیر نیست. |+| نوشته شده توسط حمید در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384 و ساعت 16:7 |
|
درباره وبلاگ
![]() با عشق زمان فراموش میشود ولی بازمان عشق فراموش نمیشود
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نويسندگان
حمیدنگار نوشته های پیشین
اسفند 1384دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 آرشيو موضوعی
شعرعکس پيوندها
رنگ جوانیستاره تنهایی رو در رو دل شکسته پای آن کاج بلند چهار دیواری یاس کبود شکارچی عشق پسران ایرانی قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی فروشگاه اینترنتی 30دی امکانات
|
| Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar |